|
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد، نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت. ولی انقدر مشتاقم که از خاک گلويم سوتکی سازد، مگويم سوتکی باشدبدست طفلکی گستاخ وبازی گوش، دادی گريز وپی در پی دم گرم خويش رادر گلويم سخت بفشارد، و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدين سان بشکند دائم: سکوت مرگبارم را. + نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386 14:4 توسط مهندس |
|
| ||||||
